شاهان بی اورنگ ها

Burnaby BC. Canada, Deer Lake.June 04, 2013.  Photo: Abdul Rahim Ahmad Parwani www.arghawan.org

Burnaby BC. Canada, Deer Lake.June 04, 2013. Photo: Abdul Rahim Ahmad Parwani
www.arghawan.org

استاد خلیل الله خلیلی

آمد بهار جانفزا با بوی ها با رنگ ها

با گریه ها با خنده ها با صلح ها با جنگ ها

آیینه می بارد سحاب خورشید می رقصد در آب

خواند فروغ ماهتاب در گوش گل آهنگ ها

گویی خمستان است خاک کز وی برآید سینه چاک

این لاله های تابناک هر یک قدح در چنگ ها

هر قطره لرزد بر سمن چون دانه های اشک من

هر گل فروزد در چمن همچون شرار از سنگ ها

زین پس من و ساز سخن در خلوت سرو و سمن

وان دیگران در انجمن سرگرم در نیرنگ ها

ای کاروان روز و شب اندک بران سوی عقب

تا من سرایم از طرب بس دلنشین آهنگ ها

بر فرق پیری پا زنم صد طعنه بر دنیا زنم

جای قدح دریا زنم از بادۀ گلرنگ ها

کودک شوم بازی کنم مستی و طنّازی کنم

از نو غزل سازی کنم با بانگ رود و چنگ ها

در پای کوهسار و طن در ارغوان زار وطن

بوسم گل و خار وطن در ریگ ها در سنگ ها

بر هم زنم چون کودکان این گوی های اختران

تا از شکستن های شان آید صدا فرسنگ ها

نی شام ماند نی سحر نی دود ماند نی شرر

نی این بشر نی خیر و شر نی از خطر ها زنگ ها

قندیل در محراب مرد ناقوس را سیلاب برد

شیخ کهن را خواب برد در باده ها و بنگ ها

نی خلوت شبهای وی نی سوز یارب های وی

یک باره شد دنیای وی بازیچۀ الدنگ ها

بارید سنگ از آسمان نور حقیقت شد نهان

تا رخت بستند از جهان شاهان بی اورنگ ها