تراژیدی واقعی مردم افغانستان

نویسنده: دکتر لورین اوت

برگرداننده: عبدالرحیم احمد پروانی

اداره اوباما  بارها و بارها به زنان افغانستان گفته است: ما شما را فراموش نمی کنیم. ما در کنار شما می ایستیم.

دولت افغانستان و متحدین بین المللی اش به رهبری سازمان ملل ملل متحد نیز به کرات اظهار داشته اند که در هر نوع مذاکره با طالبان،  قانون اساسی افغانستان نباید مورد معامله قرار گیرد. در بسیاری از موارد منظور از “قانون اساسی”، ماده بیست و دو قانون اساسی مصوبه سال 2004 است که تبعیض بین اتباع به اساس جنسیت را مردود می داند. این ماده بیست و نه واژه ای، شاید یگانه ماده ای باشد که به بسیار دشواری در یک  فضای پر تنش، اما به شدت دموکراتیک تصمیم گیری به تصویب رسید. ماده بیست و دو نمایانگر پیروزی چشمگیر بر سیاست های خشن جنسیتی طالبان را به نمایش گذاشت که در اثر حمایت های خستگی ناپذیر و پشت پرده زنان پیشگام در عرصه سیاست و جنبش زنان در آوان مرحله تولد دو باره شان به وجود آمد.  این دلیر زنانی که در برابر طالبان ایستادند، اکنون در معرض خیانتی قرار دارند که جهان تا حال نظیرش را ندیده است.

دکتر لورین اوتس نویسنده مطلب، www.arghawan.org

دکتر لورین اوتس،
www.arghawan.org

 شبه نظامیان فاسد و سخیف طالب، همان هایی اند که طی یک حرکت نسل کشی مکتوم،به کشتار هزاران تن از اهل تشیع در بلخ و مناطق مرکزی دست زدند، اینان کودکان را به اتهام جاسوسی به دار می آویزند، پسران خرد سال را اغواء و به عملیات انتحاری وا می دارند، زنان را سنگسار می کنند، دختران دانش آموز را در صنوف درسی شان زندانی می سازند، پسران خرد سال برای انجام عملیات انتحاری اغواء می کنند، به سنگسار کردن زنان دست می یازند، دختران دانش آموز در صنوف درسی شان زندانی می سازند و برای احیای امارت مستبدانه منحصر به فرد خود شان به ضرب و شتم و کشتار مردم می پردازند. بلی،  این همان طالبانی اند که با اعطای دفتر رایگان و تجملی در قطر برای شان جای پا باز کردند و مشروعیتی را که سزاوار آن نبودند، برای شان تحفه دادند. آنان بیرق خود را به اهتزاز درآوردند و خود را  امارات اسلامی افغانستان و در واقع، حکومت واقعی افغانستان خواندند.

این عمل، سر و صدای سیاسی را سبب شد و دولت واقعی افغانستان آن را مردود خواند. حتی در بین کسانی  در غرب از نشمینگاه های راحت و امن خود اوضاع را نظاره می کنند، نیز مخالفت هایی را بر انگیخت. گشایش دفتر در قطر برای طالبان در حقیقت اجازه نامه برای گروهی بود که شاید امروز در جهان به پیشبرد فاشیست ترین و بیرحم ترین ایدیالوژی شناخته شده اند. اما برای مردم افغانستان که جهنم سوزانی را زیر فرمانروایی دولت طالبان تجربه کرده اند، بزرگترین توهینی بود که از آن سر درنیاوردند.

در بین حلقات سیاسی، به نظر می رسد که سیاستمداران افغانستان،  از رییس جمهور کرزی تا اعضای پارلمان و سنا و تا سفیر اسبق افغانستان در کانادا عمر صمد که گفته است “افغان ها بر مذا،کرات با گروه بیرحم و ستمکار افراطی بی اعتماد اند”، همه از این اقدام رنجیده اند. اما ظاهراً اینان آخرین کسانی اند که در مورد مذاکره با طالبان همرای شان رایزنی صورت گرفته است.
در صبح روز دوشنبه بیشتر از 1500 تن به ابتکار جنبش سبز به جاده های کابل ریختند تا علیه گشایش دفتر طالبان در قطر اعتراض کنند. نهادهای جوانان، با نشر بیانیه هایی خشم خود را از این عمل ابراز داشتند. یکی از این سازمان ها، جنبش گسترده و مترقی سیاسی افغانستان 1400 است که با نشر بیانیه ای گفته است:”
 پذیرش اهمیت دست کشیدن طالبان از دهشت‌افگنی نباید به عنوان آمادگی مردم افغانستان، به ویژه نسل نو، برای برگشت به گذشته و از دست دادن دست‌آوردهایی تلقی شود که در یک دهه گذشته مردم افغانستان با پرداختن بهای سنگین به آن دست یافته‌اند. این دست‌آوردها شامل تمامیت ارضی و حاکمیت ملی افغانستان، قانون اساسی دموکراتیک، تلاش در راه برابری جنسیتی، آزادی بیان و انگیزه و استقامت نیروهای امنیتی افغانستان می‌شود.”

سازمان های زنان به جمع آوری امضاء پرداختند و با نشر بیانیه هایی تلاش کردند تا در میان هیاهوی برخاسته از خستگی امریکا در افغانستان، آواز خود را به گوش دیگران برسانند. منیژه نادری عضو زنان برای زنان افغانستان که در برابر خشونت علیه زنان افغانستان مبارزه می کند نوشته است: طالبان آدمکشانی اند که برای به دست آوردن  مجدد قدرت مطلقه ای که در سال های 90 در افغانستان داشتند، از هیچ تلاشی دریغ نمی کنند. وی اضافه می کند: ما استوارانه در کنار مردم افغانستان هستیم و این به این معنی است که مخالف مذاکره با طالبان می باشیم.

در عین حال، طالبان حمله دیگری را امروز در شاهراه کابل – جلال آباد به راه انداختند. در پاکستان 10 گردشگر خارجی را به قتل رساندند. دیروز جنگجویان طالب آمر پولیس هرات و  به تاریخ 18 جون، چند سرباز دیگر امریکایی را کشتند. در شروع همین هفته، درست زمانی که رسانه ها از گشایش دفتر امارت طالبان در قطر خبر می داد، آنان در جریان یک حمله انتحاری در برابر ارگ جمهوری در مرکز کابل، محافظین پوسته های امنیتی را یکی پس از دیگری به گلوله می بستند تا یک روز پر هرج و مرج و خونین را در کابل رقم بزنند. تنها تفاوتی که به وجود آمده است، حالا اینان هم مذاکره می کنند و هم می جنگند و این سیاستی است که محکوم به شکست می باشد. مذاکرات جدی به آتش بس جدی نیاز دارد. اینکه چرا آتش بس پیش شرط مذاکرات قرار داده نشد روشن نیست، اما اینکار شک مردم افغانستان را در مورد اینکه امریکا در فروختن آن ها عجله دارد، بیشتر دامن زد. در کل، این پروسه ای که آشکارا نشان می داد همه جوانب ذیدخل مفهوم سستی از صلح را طی آن در نظر داشته و تلاش های کمتری در به راه اندازی آن به خرج داده اند. برای بسیاری از مردم عادی افغانستان مطرح کردن طالبان در ساحه جهانی، اقدامی است ضد صلح.

شاید در این میان، بزرگترین تراژیدی این باشد که مردم جهان  از پیشرفت های چشمگیری که افغانستان در طول یک دهه گذشته به آن نایل آمده است و اینکه این دست آوردها تا چه اندازه معروض به خطر می باشند، اطلاعات اندکی دارند. این یک فصل دیگر در داستان بی پایان کشوری که دایماً در معرض انفجار درونی قرار دارد، نیست. افغانستان در یک نقطه عطف  بحرانی خود قرار گرفته است،  ملتی که در نیمه راه اساسی ترین مبارزه خود از جانب مایی که در جوامعی زنده گی می کنیم که در آن ها دموکراسی نهادینه شده، از مدت ها قبل فراموش شده است.

بزرگترین دموکرات ها، بزرگترین لیبرال ها، بزرگترین فیمنست ها کسانی اند که من آن ها را در افغانستان ملاقات کرده ام. آن ها برای ارزش هایی زنده گی می کنند و نفس می کشند، و در بعضی موارد جان می دهند که ما اکثراً و مغرورانه آن ها را تنها از خود می دانیم.  خط مقدم جبهه در مبارزه مدرنیته علیه عقبگرایی، دموکراسی علیه فاشیزم و تلاش برای برابری زن و مرد در کوه ها، دشت ها و دره های قلب آسیا قرار گرفته است. رویدادهای چند روز گذشته بیشتر از هر وقت دیگر نشان داد که هر قدر مردم افغانستان با سرسختی مخالفت خود را با مذاکره با جنایتکارانی که تازه از زیر حاکمیت شان فرار کردند نشان می دهند، این رهبران کشورهای قدرتمند دموکرات جهان استند که اصرار دارند طالبان چند بد نیستند.

ماده 22 مشعر است: “هرنوع تبعيض وامتياز بين اتباع افغانستان ممنوع است .اتباع افغانستان اعم از زن و مرد در برابرقانون دارای حقوق ووجايب مساوی می باشند.” این افغان ها بودند که این واژه ها را نگاشتند، برای تحقق اش مبارزه کردند و آن را از مجراهای دموکراتیک آن را به دست آوردند. اما نباید تنها کسانی باشند که از آن دفاع کنند.