خون ناحق دست از دامان قاتل بر نداشت

خون ناحق دست از دامان قاتل بر نداشت

نویسنده: عبدالرحیم احمد پروانی

فهرست پنج هزار انسان بیگناهی که در کشتارگاه های مخوف حزب دموکراتیک خلق بین سال های 1357 – 1358 بیرحمانه و سنگدلانانه به  شهادت رسیدند، توسط دادستانی عالی کشور شاهی هالند به نشر رسید. این فهرست که مهمترین سند در نوع خود در زمینه جنایات بشری در افغانستان از سال 1978 به اینسو می باشد، به خوبی نشاندهنده آن است که سازمان اگسا، مهمترین نهادی که خود را حافظ منافع حزب دموکراتیک خلق و رژیم به اصطلاح خلقی می دانست چگونه با زیر پا نهادن همه موازین انسانی، ملی و اخلاقی هموطنان ما را به نام های مختلف قصابی و سر به نیست می کرد. اسدالله سروری رییس این سازمان خونخوار هنوز در قید حیات است و در کابل به سر می برد. با آنکه چند سال قبل دادگاهی در کابل دایر شد تا این قصاب بیرحم را محاکمه کند، اما دست هایی به کار افتاد و اسدالله سروری به سزای اعمالش نرسید. این هم آشکار است که این فهرست فقط نمونه ای از جنایات و کشتار این قصابان است. مردم ما شاهدند که پس از قتل تره کی فهرستی در وزارت داخله در کابل و نیز در ولایات به نشر رسید که حاوی نام هزاران نفر از کسانی بود که توسط اگسا به شهادت رسیده بودند.

این فهرست توسط امین به نشر رسید تا تره کی را مسوول کشتار مردم بیگناه معرفی کند و خود را برائت دهد که بدون شک تنها کسی که فریب این نیرنگ را خورد خودش بود که سخت غرق جنون قدرت و شهرت بود و برای تحکیم پایه های رژیم ضد مردمی خود از هیچ جنایتی روی نمی گردانید. البته در این فهرست نام کسانی که به صورت گروهی در ولایات کشور در اثر عملیات نظامی دولت به شهادت رسیدند نیز درج نیست. ما واقعات زیادی را به یاد داریم که مامورین رژیم به روستا ها، ولسوالی ها و ولایات هجوم بردند و مردم را بیرحمانه به شهادت رسانیدند. فقط به عنوان نمونه می توان از کشتار این جنایتکاران در سوم حوت در هرات، کشتار دسته جمعی مردم در لغمان که مردم را زنده زنده به دریا انداختند نام برد. اما این فهرست خیلی طولانی است. حال که این فهرست به نشر رسیده است، زمینه آن را برابر می کند که یکبار دیگر اسدالله سروری به پای میز محاکمه کشانیده شود تا لکه های دامانش که تا حال با زر و تزویر و یا هم زور پنهان مانده است، نمایان گردد و جواب آنچه را که در حق این ملت انجام داده است، بدهد. اما به نظر می رسد که حتی تقاضای چنین چیزی از دولت کنونی که خود غرق در فساد است، کاری بی هوده است.

چه باید کرد؟

 نشر فهرست پنجهزار انسانی که مظلومانه به شهادت رسیده اند، مسوولیت عظیمی را متوجه هر انسان سرزمین ما می سازد. این شهداء دَین بزرگی بر گردن همه ما دارند. من مطمین هستم که دولت کاری در این راستا انجام نمی دهد، اما کسانی که خود را در این مصیبت عظیم ملی و میهنی شریک می دانند، باید خود دست به کار شوند و برای بزرگداشت از این عزیزان از دست رفته کاری انجام دهند. برگزاری محافل دسته جمعی دعا خوانی و فاتحه در یک روز و زمان واحد یکی از کارهایی است که می شود انجام داد. سازمان ها، احزاب و نهادهایی که خود را به نحوی با این عزیزان مرتبط می دانند (گر چه فکر نمی کنم، کسی وجود داشته باشد که عزیزی را در آن روزهای تاریک از دست نداده باشد) می توانند مبتکر این کار بزرگ باشند. دوم اینکه همه می دانیم که در طول سال های اخیر گورهای دسته جمعی زیادی در گوشه و کنار کشور و در همین کابل کشف گردیده است، یکی از این گورهای دسته جمعی، مثلن پولیگون پلچرخی که همه می دانیم مشهور ترین قتلگاه رژیم حزب دموکراتیک بود به عنوان مزار شهداء به صورت نمادین تعیین و منار یادبودی در آن اعمار گردد. نام این تقریبن پنجهزار انسانی که در این فهرست آمده است و کسان دیگری که در این فهرست نیستند، اما محرز است که در آن زمان به شهادت رسیده اند، در لوحی نصب آن مزار گردد. با اینکار گذشته از آنکه مسوولیت اسلامی، انسانی وملی خود را در برابر جانبازی این عزیزان انجام می دهیم، برای بازمانده گان این شهداء که نمی دانند شهید شان در کجا به شهادت رسیده و در کجا به خاک سپرده شده است، جایی پیدا می شود که بروند و به روح عزیزان خود اتحاف ادعیه کنند. این به راستی مسوولیتی است که ما در برابر این شهداء داریم.

معرفی سه شهید  

 با چشمان اشکبار فهرست را از نظر گذشتاندم. من خود که در آن زمان  در حالی که بیش از هفده سال نداشتم سه بار زندانی شدم،  با خواندن هر نام، انسان های شریف، بیگناه و مظلومی را به یاد می آوردم که با تن های خون آلود در اتاق های جنایی وزارت داخله، دخمه های اگسا و زندان دهمزنگ دیده بودم.  من جز سه شهید، دیگران را نمی شناسم، اما با خواندن هر نام می دانستم که چه به روز هر یک از این عزیزان آورده بودند. می دانستم قبل از اینکه هر کدام از آنان را به شهادت برسانند، چنان آنان را شکنجه داده بودند،  چنان تحقیر و توهین کرده بودند که نظیرش را جز در داستان ها در جای دیگری نمی توان یافت. من نام پدرم، کاکایم و پسر کاکایم را در این فهرست یافتم. آن که می داند، این یافتن چی معنی می دهد، می داند که بر من چی گذشته است. این کسان که مثل بسیاری دیگر از افتخارات سرزمین ما بودند، بیرحمانه توسط اگسا به نام اخوانی به شهادت رسیدند

www.arghawan.org

اسمای مبارک تعدادی از شهداء

نام شماره 288:  پسر کاکایم شهید محمد اسحق احمد پروانی فرزند محمد ابراهیم احمد پروانی محصل دانشکده اقتصاد که به عسکری سوق داده شد و در فرقه بیست نهرین عسکر بود، توسط رژیم دستگیر شد. محمد ابراهیم احمد پروانی قبل از کودتای هفت ثور رییس تفیتیش و اداری وزارت مالیه بود.

شهید محمد اسحق احمد پروانی

شهید محمد اسحق احمد پروانی
www.arghawan.org

نام شماره 289 – پدر شهیدم عبدالواحد احمد پروانی که مدت تقریبن سی سال به حیث علاقه دار و ولسوال در گوشه و کنار افغانستان خدمت کرده بود و در زمان به قدرت رسیدن حزب دموکراتیک خلق، ولسوال غوریان ولایت هرات بود.

شهید عبدالواحد احمد پروانی www.arghawan.org

نام شماره ۲۹۰: کاکای شهیدم دگروال عبدالغفور احمد پروانی که یک شخصیت برازنده علمی، فرهنگی و ادبی افغانستان بود. وی در زمان به پیروزی رسیدن حزب دموکراتیک استاد حربی شوونزی بود و همچنان در کورس خودش که “امل” نام داشت به تدریس اشتغال داشت. وی مثلثات صنوف یازده و دوازده مکاتب را تالیف کرده بود. استاد پروانی شاعر توانایی نیز بود و مجموعه ای دستنوشتی از اشعارش وجود دارد.

ایشان یکبار در روزهای نخست زندانی شد که رها گردید و اما بار دوم دستگیر و به شهادت رسید

شهید دگروال عبدالغفور احمد پروانی www.arghawan.org

خداوند برابر به آنچه که وعده کرده است، می دانیم که این شهداء را بخشوده است. دعا کنیم خداوند آنانی را که توان داشتند، اما کاری برای تحقق آرمان های این شهداء نکردند و یا از ثمره شهادت این عزیزان و رشادت و مجاهدت هزاران هزار دیگر سوء استفاده کردند به راه راست هدایت کند.

آمین.

برای دیدن فهرست کامل روی لینک زیر “کلیک” کنید:
فهرست شهدای رژیم خونخوار خلقی ها