ابزار های سرد شکار در شمالی

عصر دولتشاهی

 یادداشت: درین نوشته تلاش کرده ام یکی از مهارتهای نوشتن- نوشتن متون تشریحی (descriptive writing) را به کار ببرم. متون تشریحی در نوشته های علمی و به ویژه آنچه علوم تجربی گفته شده است، کار برد بیشتر دارد. اما همچو متنهایی جایگاه خاص خود را در داستان نویسی نیز داشته است. در گذشته نیز یکی دو تلاش درین زمینه کرده ام. چرا که فکر می کنم جایگاه همچو نوشته هایی در ادبیات و نوشته های هم میهنان ما خالیست. امید است دوستان دیگر نیز که قلمی بهتر و رساتر دارند، درین عرصه کارهایی را رویدست بگیرند.

در شمالی- بگرام، در پهلوی غولک وسایل دیگری هم هست که چند تای معروف آنرا اینجا باز خواهیم شناخت:

غولک:

غولک ابزار سادۀ شکار که تقریباً در سراسر جهان شناخته شده است. دسته اش معمولاً چوبیست. روی دوشاخ دستۀ آن دو فیتۀ رابری مخصوص را می بندند. این دو فیتۀ رابری با یک قطعۀ چرمی یی که “پتکی” گفته می شود به هم وصل می شوند. پتکی برای گذاشتن سنگ به کار می رود. غولک را به یک دست می گیرند، در پتکی سنگچل می گذارند، آنرا با دست دیگر محکم گرفته کش می کنند و با قرار دادن شکار، قسمت میانی دو شاخ غولک و سنگچل در یک خط مستقیم، پتکی را رها می کنند. اگر نشان گرفتن دقیق باشد، به شکار اصابت خواهد کرد.

شمالی.

 

تلک:

تلکهای گنجشکی را ما خود می ساختیم. برای ساختن تلک گنجشکی اساسی ترین جز، چنگ تلک بود. چنگ تلک معمولاً میخهای آهنی یی بود که از چهار الی شش انچ قطر آن زیاد نمی بود. این میخ را به شکل قوسی در می آوردیم. در دو انحامش چرم غولک را حد اقل دو یا سه لایه می پیچیدیم. بعداً یک چوب، به اندازۀ دو چند شعاع قوس تلک، را که هردو سویش را هموار شده بود، از میان چرم بسته شده در چنگ می گذاشتاندیم- طوریکه این چوب با وتری که چرم با چنگ ساخته است تقریباً علامت جمع را می ساخت. به خاطری قید تقریباً برا به کار بردم که باید آن نوک چوب که به سوی قوس چنگ قرار دارد، به اندازۀ حد اقل نیم سانتی از چنگ بیرون بماند تا که چنگ تلک روی همین چوب قرار بگیرد. بعد چوب را در لای چرمی که در دو نوک چنگ بسته شده است، می چرخانیم. این کار سبب می شود که چنگ به روی چوب شخ تر قرار بگیرد. هر قدر پیچ و تاب چرم زیاد باشد، تلک محکم تر به روی چوب قرار می گیرد. بستگی به این دارد که ما قصد شکار کدام پرنده را داریم. برای پرنده بزرگ، باید تلک شخ تر ساخته شود و برای پرنده های کوچک سست تر. بعد باید “خمچه چنک” را بسته می کنیم. خمچه چنگ دیگری بود اما چوبی. خمچه چنک به چوب بسته می باشد و در حقیقت لب یا الاشۀ پایینی و ثابت تلک را می سازد در حالی که چنگ آهنی لب یا الاشۀ بالایی و متحرک تلک را می سازد.   بعد “کِلِی چَنَک” و “مُهرَه چَنَک” روی دستۀ تلک بسته می شود. برای سوار کردن تلک باید دهن تلک را باز کنید و روشن است که درین صورت الاشۀ متحرک تلک، یعنی چنگ باید بلند شود. بعد کلی چنک را از پشت چنگ بلند کرده مانند قلاب در زیر چنگ به مهره چنک که از پیشروی چنگ آورده می شود ببندید. طعمه که معمولاً کشمش، توت و یاهم کرمهای مختلف، معمولاً کرم کاهدانی، در مهره چنک بسته می شد. وقتی تلک بسته شد، آنر با بسیار احتیاط زیر خاک می کنیم، اما طعمه باید برون خاک بماند. اینجاست که تلک سوار شده است و تلکباز، چشم به راه پرندۀ اجل گرفته می نشیند.

ما معمولاً تلک را در جویها و برای پرنده یی که آنرا دنگگ می گفتیم، می شاندیم. البته فاطمه چوقک و زردک، دو نوع پرندۀ بهاری دیگر، نیز از جملۀ شکارهایی بود در تلک گیر می کنند.

چِرمِتَک:

چرمتک را بیشتر برای گرفتن قَرچَه و اَلاجِیتَک به کار می برند. چرا که این دو پرنده بیشتر خوش دارند روی بته های چوبی پست در کردهای رشقه و ترکاری بنشینند. گاهی روی بامهای خانه نیز چرمتک می شانند.  چرمتک متشکل از یک پایه، یک کمان سیمی فنری، یک تار و یک کلی چنک است. چوب پایۀ چرمتک معمولاً از خمچه های پختۀ درخت بهی یا درخت دولانه و کاهی هم از درخت توت ساخته می شود. قد پایۀ چرمتک حدود پنجاه تا هفتاد و پنج سانتی متر است. آن سر پایه که به زمین کوفته (چُکَه) می شود، معمولاً تیز و باریک ساخته می شود. سیم ارتجاعی، معمولاً سیمی است که از تایر بایسکل کشیده می شود. طول سیم باید به قدر باشد که وقتی کمان می شود به قدر کافی قوۀ برگشت تولید کند. یک سر این سیم را به اندازۀ ده تا پانزده سانتی متر پایین تر از نوک بالایی پایه بسته می کنند. گاهی هم سیم را از چوب می گذرانند و نوک سیم را کج کرده به پایه می بندند. سر دیگر سیم در تار محکم دو لایه یی بسته می شود. این تار را از سوراخی که به اندازۀ نیم سانتی متر پایین تر از نوک چوب پایه ایجاد شده است، می گذرانند. بعد نوک هردو تار را گره می کنند. وقتی شما تار را کش می کنید، سر سیم کش شده به گونۀ ارتجاعی به نوک چوب نزدیک می شد و سر سیم با سر چوب یکی می شود. بعد، چوبک دیگری که کلی چنک گفته می شود و با تاری در پایه بسته است، با میخانیکیت خاص به دهن سوراخی که تار ازان برآمده است، قرارداده می شود تا مانع کشیده شدن و دور شدن سر سیم از سرچوب پایه شود. این کلی چنک دارای حد اقل قطری به اندازۀ چهار پنج چند چوبک گوگرد دارد و نوکش چهار کنج ساخته می شود. کلی چنک به گونه یی قرار می گیرد که یک سرش به دهن سوراخ و تار را محکم می  گیرد و سر دیگرش به جایی بسته نیست. سپس قسمت برون ماندۀ تار دو لایه را باز کرده روی کلی چنک که به صورت افقی قرار گرفته است، به شکل حلقه باز می کنیم. حالا وقتی گنچشک می آید، روی همین چوبک می نشست. چوبک بسیار سست است؛ خطا می خورد و سر سیم به شدت از نوک چوب دور می شد و با خود تار را کش می کند. تار حلقه شده کش شده و پاهای پرندۀ بخت برگشته در حلقه گیر می کند…

پُفَک:

 پفک در اصل چوب دراز و استوانه یی ییست که سوراخی به درازای کشده شده است. نمی دانم که منبع ی این سلاح؟! کجاست. درازی این چوب میان خالی از یکنیم تا دو متر می باشد قطرش معمولاً از چهار تا پنج سانتی متر است. البته گاهی قطر دوسر آن اندکی متفاوت است. در حقیقت این تفنگی است که مرمی اش گل کلوله شدۀ تر و باروتش نفس آدمی زاد است. به کار بردن پفک نفس و مهارت کافی می خواهد. این سلاح در فاصله های دور موثر نیست. اما در فاصلۀ کوتاه می تواند شکار را به زمین بیندازد. گلی که در پفک به کار می رود مخصوص است و آن گلیست که عام مردم به آن”گل مد” یا “گل مت” می گویند که همان گل رس است. ذرات متشکلۀ این گل بسیار کوچک است.  این گل قدرت به هم چسپندگی زیاد دارد. گلوله هایی که برای پفک می سازند، معولاً به اندازۀ قطر سوراخ پفک است. اگر کوچکتر باشد درست پف شده نمی تواند و اگر بزرگ باشد، در پفک بند می ماند…

شکار با پفک معمولاً شبانه صورت می گیرد. شام روز شکاری ها مراقب می باشند که روی کدام درختها گنجشکهای نشسته اند. به اصطلاح آنها را شب شین (شوشین) می کنند. بعداً با پخته شدن شب، شکارچی با چراغ، و درین پسانها با برق دستی، می آید و پرندگان را یکه یکه در خواب با پفک شکار می کند.

دام:

 دامهایی که برای پرندگان می سازند را معمولاً از موی دم اسپ ساخته می شود. شش تار، چهار تار یا پنج تار مو را گرفته نوک شان را به هم گره می کنند. بعد، تارها را به دو حصه تقسیم کرده و یک بار دیگر آنها را میان خود شان به هم گره می کنند. سپس هردو حصه را در کنار هم قرار داده تاب می دهند.  این گره دومی سبب می شود که یک نافه گگ کوچک پس از درهم تابیده شدن تارها در زیر گره اولی ایجاد شود. وقتی تارهای مو به خوبی تاب خوردند و به یک تار واحد درهم تنیده تبدیل شدند، بازهم آخر دیگرش را نیز گره می کنند که تابش باز نشود. با حلقه کردن همین تار است که دام ساخته می شود. این حلقه ها را  به فاصلۀ نیم یک وجب یا بیست و پنچ سانتی متر از هم روی یک تار محکم بسته می کنند. درازی تار می تواند از دو سه متر تا پناه متر یا زیا تر باشد. شاندن دام قسمی است که روی زمین در یک خط مستقیم چوبک (چوکک) هایی را که کم از کم بیست سانتی متر بعد از خلاندده شدن در زمین، قد داشته باشند، به فاصله های معین نصب می کنند. بعد تار دام را  با فاصلۀ نیم وجب، قسمی که حلقۀ باز شدۀ دام مماس به زمین یا بسیار کم بالای زمین قرار بگیرد، بسته میکنند. حالا دام آمادۀ شکار است.

خمنک: خمنک دامی است که تنها یک حلقه دارد و در یک حفرۀ سرپوشیده کارگذاشته می شود.

تور:

 تور همان جال است. تور را معمولاً برای بودنه و قرچه و سبزه خورک در کردهای گندم در ماه ثور می نشانند. تور را در یک کنج کرد گندم روی ساقه های گندم هموار می کنند. دو ضلع تور را روی زمین با سنگ و کلوخ بسته می کنند. درحالی که دو ضلع دیگر آن روی ساقه های گندم قرار دارد. سپس دو نفر از دو سر ریسمان درازی که به اندازۀ عرض زمین گندم است، می گیرند. یکی به سوی کرد و دیگری به سوی دیگر کرد می رود. ریسمان را به اندازۀ کمر ساقۀ گندم قرار داده و مانند کشیدن ارۀ دو سر به حرکت در می آورند و از آخر زمین به سوی جایی که تور را گذاشته اند، حرکت می کنند. آهسته آهسته پرنده هایی که در میان کرد گندم است، به طرف تور حرکت کرده پیش می روند. زمانی می رسد که همه به زیر تور در می آمده باشند. آن وقت است که سر دیگر شکاری ها نزدیک تور رسیده اند و دو ضلع باز تور را می گیرند. گنجشکهایی در در زیر تور اند، توان پرواز ندارند و یکه یک گرفته می شوند.

و حالا باید به این نکته اشاره کرده که در زبان مردم شمالی و در مجموع در زبان فارسی ده ها واژه و ضرب المثل وجود دارد که پیوندش با دام و شکار است- همانگونه که هربخش دیگری از حیات اقتصادی و اجتماعی انسانها در ساختن و غنی ساختن زبان سهم خود را داشته اند.