Category Archives: اجتماع

گذر از فرهنگ جهالت و لجاجت به فرهنگِ انتقادگرایی و اشتباه پذیری

 محمداکرام اندیشمند

احتراز از انتقادگرایی و اشتباه پذیری در مباحث بر سر مسایل مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، دینی و مذهبی در افغانستان میان افراد جامعه با گرایش های مختلف فکری و تعلقات متنوع اتنیکی و وابستگی های گوناگون سیاسی و مذهبی یک فرهنگ متدوال است. این ذهنیت و فرهنگ چه در دنیای حقیقی میان روشنفکران، نخبگان، فعالان عرصه سیاست و گروه های سیاسی و مذهبی جامعه و چه در شبکه های اجتماعی دنیای مجازی عمومیت دارد.

رمضان بی می و ساغر نمی شود

رمضان بی می و ساغر نمی شود

نویسنده: عبدالحفیظ منصور

چند سالی است که میان من و رمضان رشته‌ی انسی کشیده شده و اکنون این قصه‌ به عشق و عاشقی رسیده است. نمی دانم چه سری در میان افتاد، که عشق دیگری پا پیش نهاد و سرانجام رابطه‌ی دو سویه، سه سویه شد و آن سوی سوم، نماز است.
به حکم دین و دستور فرهنگ جامعه مانند سایرین از کودکی با نماز و رمضان درگیر بودم؛ از بیم خشم پروردگار و رفع عذاب دوزخ به دامن آن ها متوسل می شدم؛ آن گونه که کثیری از مومنان گرفتار چنین تجربه‌ا‌ی اند، بدان راضی اند و از این بابت در زیان ادای شکر می دارند. اما عشق پیوند ما را با نماز دگرگونه ساخت؛ زیرا تار و پود عشق با جنس زهد تفاوت ماهوی دارد و عارفان فراوان در آن باب داد سخن داده اند. سخن راندن از عاشقی آن هم از عشق خود در فرهنگ عامه، گفتنی نیست، بلکه نهفتنی است، اما خدا عزت دهاد، عارفان را که با زبان شعر و نثر این باب را گشوده اند و ملامت آن را به جان خریده اند. افزون بر آن، اگر راز عشق در خور پوشیدن بود و قصه‌ی عاشقی از باب نگفتن، حضرت باری تعالی داستان یوسف و زلیخا را در کلام اش چنین شرح نمی داد و باز احسن القصص اش نمی خواند.
دنیای صوفیان، دنیای دیدن است، نه گفتن، از این رو مرشدان، سالکان طریقت را به درک و تجربه‌ی باطنی فرا می خوانند، و از گفتن راز به اغیار برحذر می دارند، از این رو است که گفته اند:
دفتـر صوفی سواد و حرف نیست
جز دل سپید همچون برف نیست
شیخ محی الدین مشهور به ابن عربی و شیخ اکبر یگانه‌ئی است که مشاهدات باطنی خود را بیرون داد و کتاب های اثرگذاری در عرفان نظری نگاشت و به زبان دیگر رازها را از پرده برون داد. پس از آن بود که شماری راه او پوئیدند و به نکته های او شرح و تفسیر نوشتند. راز عاشقی من و نماز نیز از این منخ است، که بر اساس آن می شود، چیزکی گفت و دل را قبرستان را زهانباید ساخت.
نماز به عنوان رکن دوم اسلام فراوان از رهگذر دفاعی زیر بحث قرار گرفته است؛ دفاعی بدین معنی که در بیشتر موارد “سپرنجات از آتش دوزخ” توصیف شده است. تازه ترین نمونه، کار علی عزت بیگو ویچ رئیس جمهور پیشین بوسنی هرزه گوین است، که در اثر خود “اسلام میان دودیدگاه شرق و غرب” به اثرات بیرونی نماز بر شخص و جامعه انگشت نهاده است. بیگوویج می گوید، نماز، نظافت و پاکی را در شخص تامین می دارد، و بانفوذ آن در جامعه، پاکی در محیط گسترده می شود. حرکات نماز نوعی ورزش نیز تلقی شده می تواند، آن گونه که باری در صدر اسلام رخ داد؛ ادای نماز جماعت در نظر دشمن مسلمان ها، ورزش رزمی تلقی گردید و آن ها را به ترس و وحشت فروبرد. راستش این گونه طرز نگاه برای من هیچ گاه قناعت بخش و جذاب نبوده است، اما با زمانه ساختیم ولب فروبستیم..

در قرن نوزدهم طوفان تند و فراگیری از “علم گرائی” وزیدن گرفت و با سرعت سراسر جهان را در نوردید. علم گرائی معادل تجربه گرائی بود و