Category Archives: حقوق بشر

در برما چی می گذرد؟

در بر ما چی می گذرد؟
برگردان: عبدالرحیم احمد پروانی
وضعیت جاری
پس از آنکه دولت تحت الحمایه ارتش برما، در سال 2010 رهبر دموکرات خواه آونگ سان سو کیوی Aung San Suu Kyi را از حبس خانگی رها و دست به یک سلسله اصلاحات زد، امیدواری هایی در مورد بهبود وضعیت حقوق بشر در برما به وجود آمد. اما ادامه خشونت ها و بحران بشری جاری پرسش هایی را در مورد توانایی و اراده دولت آن کشور برای حمایت از مردم ملکی به وجود آورده است.

زمینه های بازگشت القاعده به افغانستان

 

زمینه های برگشت القاعده به افغانستان

برگردان: عبدالرحیم احمد پروانی

واشنگتن:  به گفته مقامات امریکایی، رهبر القاعده در افغانستان روی راه اندازی مجدد سازمان از هم پاشیده خود پس از خروج نیروهای بین المللی از افغانستان که بنا به هشدار امریکا در صورت عدم امضای توافقنامه امنیتی روی خواهد داد، کار می کند.

فاروق القحطانی القطری به برقراری روابط  در محل و انتقال تعداد کمی از ملیشیا های با تجربه خود برای آموزش نسل جدیدی از جنگجویان پرداخته است و مقامات نظامی و استخباراتی امریکا می گویند که آن ها حملات هواپیماهای بدون سرنشین و حملات راکتی توسط جت ها را علیه او و پیروان او در کوه های ولایت شرقی کنر و نورستان افزایش داده اند. هدف آن ها (امریکایی ها) این است تا او را از ایجاد اردوگاه های آموزشی بزرگ که قبل از جنگ به رهبری امریکا (در افغانستان) صدها پیرو (القاعده را) به خود جذب می کردند، باز دارند.

 مقامات می گویند که کارزار ضد تروریستی که دلیل  کلیدی توافق اداره اوباما برای حفظ سربازان امریکا در افغانستان پس 2014 بود، می تواند با احتمال خروج کامل قطعات شان به خطر مواجه شود.

سیاست یک بام و دو هوا در حملات هواپیماهای بدون سرنشین

 سیاست یک بام و دو هوا در حملات هواپیماهای  بدون سرنشین امریکایی و یک پرسش بی پاسخ

   محمداکرام اندیشمند

قتل حکیم الله محسود رهبر طالبان پاکستان(اول نومبر2013) توسط هواپیماهای بدون سرنشین امریکایی در پنج کیلومتری شهر میرانشاه مرکز وزیرستان شمالی، یکبار دیگر سیاست امریکایی جنگ با تروریزم را مخدوش و پرسش برانگیز می نمایاند. صرف نظر از اینکه مرگ رهبر طالبان پاکستانی چه نقشی در تضعیف شبکه های افراط گرا و تروریستی پاکستان و حتی افغانستان دارد، و صرف نظر از اینکه ظاهراً، قتل محسود تا چه حدی روابط میان واشنگتن و اسلام آباد را مکدر میسازد و آیا اعتراض خشمگینانه ی حکومت نواز شریف به این قتل که وزیر داخله اش آنرا  قتل صلح خواند، واقعی است یا نمایشی، این پرسش قابل بحث و پاسخ است که چرا طیارات بدون سرنشین امریکایی، جنگجویان و چهره های مشابه افغان را در افغانستان و پاکستان هدف قرار نمیدهند؟

خون ناحق دست از دامان قاتل بر نداشت

خون ناحق دست از دامان قاتل بر نداشت

نویسنده: عبدالرحیم احمد پروانی

فهرست پنج هزار انسان بیگناهی که در کشتارگاه های مخوف حزب دموکراتیک خلق بین سال های 1357 – 1358 بیرحمانه و سنگدلانانه به  شهادت رسیدند، توسط دادستانی عالی کشور شاهی هالند به نشر رسید. این فهرست که مهمترین سند در نوع خود در زمینه جنایات بشری در افغانستان از سال 1978 به اینسو می باشد، به خوبی نشاندهنده آن است که سازمان اگسا، مهمترین نهادی که خود را حافظ منافع حزب دموکراتیک خلق و رژیم به اصطلاح خلقی می دانست چگونه با زیر پا نهادن همه موازین انسانی، ملی و اخلاقی هموطنان ما را به نام های مختلف قصابی و سر به نیست می کرد. اسدالله سروری رییس این سازمان خونخوار هنوز در قید حیات است و در کابل به سر می برد. با آنکه چند سال قبل دادگاهی در کابل دایر شد تا این قصاب بیرحم را محاکمه کند، اما دست هایی به کار افتاد و اسدالله سروری به سزای اعمالش نرسید. این هم آشکار است که این فهرست فقط نمونه ای از جنایات و کشتار این قصابان است. مردم ما شاهدند که پس از قتل تره کی فهرستی در وزارت داخله در کابل و نیز در ولایات به نشر رسید که حاوی نام هزاران نفر از کسانی بود که توسط اگسا به شهادت رسیده بودند.

بازیگران انتخابات وبازی های انتخاباتی

   محمداکرام اندیشمند

فعالیت و رقابت بر سر سومین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان که در بهارسال آینده 1393خورشیدی(2014عیسوی)برگزار میشود، با شکل گیری”اتحاد انتخاباتی افغانستان”در هفته گذشته آغاز یافت. این اتحاد متشکل از پانزده حزب و گروه های سیاسی روز هفتم سنبله سال روان1392(29آگست2014)اعلان موجودیت کرد. اعلان موجودیتی که پس از چانه زنی ها و گفتگو های بسیاری در پشت پرده وارد بازی سیاسی در کارزار انتخابات آینده شد. پس از آن، جلسه دیگری بریاست زلمی خلیل زاد امریکایی افغان تبار و سفیر پیشین واشنگتن در کابل و بغداد نیز از شکل گیری ائتلاف جدید بر سر انتخابات و به قول خود تیم انتخاباتی سخن گفت.

 

سیلی ای به روی فساد

سیلی ای به روی فساد

ابتکار جالب هندی ها برای مبارزه با رشوه ستانی

نویسنده: عبدالرحیم احمد پروانی

در جهانی که اکثر ملل چهار اسبه به سوی سرزمین های ناشناخته دانش در حرکتند تا به دست آوردهای نو چه در بخش های مختلف علوم تجربی و چه در بخش های دیگر به ویژه رفاه اجتماعی نایل آیند، ما هنوز در این دغدغه ایم که چگونه برای به سر رسانیدن یک کار خُرد  در یکی از دفاتر دولتی برای کسانی که از جِیب خود ما برای انجام آن پول می گیرند، باج بپردازیم.

شوربختی در این است که کَم کَم فساد اداری، به ویژه رشوه گیری و رشوه دهی به یک سنت در جامعه ما تبدیل گردیده است. کار حتی به آنجا رسیده است که حتی برای پرداخت پول ماهیانه برق نیز باید رشوت پرداخت، برای ملاقات با یکی از مسوولین ادارات باید به دربان او پول پرداخت و برای انجام کار به خود او. این در حالی است که هر دوی این آدم ها از پول من و تو معاش می گیرند تا کار من و تو را انجام دهند.

دانستن دقیق این موضوع که مامورین دولت، از رییس جمهور گرفته تا پیاده یک دفتر از پول من و تو معاش می گیرند، خیلی اهمیت دارد. ما به این ها پول می پردازیم که کارهای ما را انجام دهند. مامورین دولت، در حقیقت گماشتگان ما استند، نه ما نوکران آن ها. زمان آن فرا رسیده است که ما درک خود از دولت و کارمندان دولت را تغییر بدهیم. دولت در حقیقت، سازمانی است که مردم برای تنظیم و انجام کارهای خود ایجاد کرده و آن را تمویل می کنند. هر دولتی که غیر از این خاصیت را دارا باشد، سازمان قهریه ای است که به زور  بر مردم حکومت می کند و مردمی که خودآگاهی، شهامت و همت داشته باشند چنین دولتی را بر نمی تابند.

البته، فساد اداری، شامل همه اشکال آن،  پدیده ای نیست که بتوان آن را به صورت کامل حذف کرد. حتی در کشورهای پیشرفته که سیستم قدرتمند نظارتی، چه مردمی و هم دولتی وجود دارد نیز مواردی از سوء استفاده ها از مقام های دولتی و غیره رو می دهد. اما وجود همین سیستم ها و واکنش مردم به چنین رویدادها چنان شدید و سختگیرانه است که کسی به آسانی جرئت نمی کند به کارهایی از این قبیل دست یازد. در این کشور ها در پهلوی اینکه سیستم پیشرفته و مطمینی برای پیشبرد کارهای دولتی ایجاد گردیده است که خود بازدارنده سوء استفاده هاست، مردم نیز به هشیاری و آگاهی مراقب آنند تا زمینه ایجاد شرایط برای سوء استفاده ها را فراهم نیاورند. زیرا آن را توهین به خود، انسانیت، آگاهی و شعور خود می پندارند.

0 rupees. www.arghwan.org

نوت صفر روپیه گی که به شکل نوت های پنجاه روپیه گی در هند چاپ گردیده است. از این نوت ها به نام سیلی ای بر روی فساد یاد می شود. www.arghawan.org

می دانیم با وجود آنکه افغانستان در فساد اداری مقام شامخی را در بین سایر کشورها از آن خود کرده است، اما یگانه کشوری نیست که به این بیماری دست و پا گیر دچار است. اگر دور نرویم، در همین دور و بر خود کشورهایی را می بنیم که یگان شان تا زانو، یگان دیگر تا کمر و یگانی هم تا گلو در باتلاق فساد اداری، بی عدالتی، ستم  گری و زورگویی مقامات دولتی و صاحبان زر و زور فرو رفته اند. تفاوت در این است که در بعضی از این کشورها مردم با جدیت در تلاش آنند تا بر فساد اداری و زورگویی و استفاده جویی مقامات دولتی نقطه پایان بگذارند. آن ها می دانند  از دولتی که از بالا به پایین غرق فساد است، توقع اصلاحات به منظور ریشه کن کردن فساد اداری در حد یک تصور خوشبینانه باقی خواهد ماند. اگر کارهایی هم صورت بگیرد، چنانکه در عمل مشاهده کردیم، صرف به پر کردن چند کیسه دیگر و چاق شدن هر چه بیشتر هیولای فساد خواهد انجامید.

یکی از کشورهایی که ظاهراً مردمش با جدیت به دنبال جلوگیری و یا کاهش فساد است، کشور همسایه و دوست ما هند است. تلاش های مردمی در هند در راستای مبارزه علیه فساد اداری که از سال 2011 به صورت گسترده و علنی آغاز یافت، می تواند نمونه خوبی از مبارزه همگانی علیه فساد باشد.  آننه هزارهِ هفتاد و هفت ساله شاخص ترین چهره ضد فساد در هند، کسی است که با حرکت گاندی گونه جنبشی را در سال 2011 در هند معرفی کرد که امروز پس از گذشت یک سال نقش مهم و اساسی ای را در اقدامات علنی و عملی برای کاهش فساد اداری و خودکامگی مقامات دولتی بازی کرده است.

کیشان بابوراو هزارهِ Kisan Baburao Hazare (متولد 15 جنوری 1937) که بیشتر به آننه هزارهِ شهرت دارد، فعال اجتماعی هند است که جنبش هایی برای انکشاف روستا ها، تلاش برای رشد شفافیت کارهای دولتی و نیز پیشبرد تحقیقات و به محاکمه کشاندن مقاماتی که آغشته به فساد اند را رهبری کرده است. او برای رسیدن به این اهداف، گاندی وار بیشتر به اعتصاب غذایی و پیشبرد مبارزه با توسل به شیوه های عدم خشونت رو آورد. او شعارگرایی و لفاظی را در مبارزه دشوار خود علیه فساد اداری کنار گذاشت و به کار عملی پرداخت. او برای اعمار و آبادانی روستایی به نام رالیگان سیدی[i] در پارنر تالیوکا در فرمانداری احمد نگر در ایالت مهاراشترا  اقدام کرد. جایزه پدما بهوشان را که سومین جایزه اعلی ملکی در سطح هند است در سال 1992 به خاطر کار الگو وار خود در روستا رالیگان سیدی از دولت به دست آورد.

در سال 2011 اعتصاب غذای مشهور خود را آغاز کرد. خواست او این بود تا بر دولت فشار بیاورد تا قانونی را به منظور ایجاد کمیسیونی متشکل از جامعه مدنی و دولت به تصویب برساند که هدف آن مبارزه علیه فساد در اماکن عمومی باشد. اعتصاب غذایی هزارهِ چهار روز دوام کرد و با توافق دولت مبنی بر ایجاد چنین کمیسیونی به پایان رسید. او اینک به یک شخصیت محبوب مردم که علیه فساد می رزمد مبدل گردیده و میلیون ها پیرو دارد. در سال 2011، مجله فارن پالیسی او را در شمار صد متفکر جهان قرار داد.

 این یکی از مثال ها در مورد مبارزه مردمی علیه فساد اداری در کشور همسایه ما هند است. اما آنچه را می خواهم در این نبشته ذکر کنم، مثال جالب و خواندنی دیگر و نیز انگیزه بخشی است که در همین وقت ها در هندوستان به راه افتاده و هدف آن را نیز مبارزه گسترده علیه فساد اداری تشکیل می دهد.

شما اگر به دقت به عکس پنجاه روپیگی نگاه کنید، متوجه می شوید تقریباً از دیگر نوت های پنجاه روپیگی تفاوت ندارد. عکس مهاتما گاندی در آن خودنمایی می کند، اما عوض پنجاه روپیه در آن (0) صفر روپیه نوشته است. این صفر روپیه در حقیقت سیلی ای است به روی رشوه گیران که به ابتکار سازمان ضد فساد به نام ستون پنجم در هند به کار گرفته می شود. در روی این نوت به زبان های مختلف مروج در هند نوشته شده است: “من عهد کرده ام که نه رشوه بگیرم، نه رشوه بدهم”.

نخستین بار 25000 از این نوت ها در شهر چیننای، پایتخت ایالت تامیل نادو در سال 2007 به چاپ رسید و چنان مورد استقبال قرار گرفت که سازمان ستون پنجم مجبور شد آن را در سایر ایالت ها نیز به چاپ برساند. تا به امروز تقریباً نیم میلیون از این نوت ها را به چاپ رسانیده است.

این نوت ها زمانی به کار گرفته می شود که پیاده دفتر، افسر پولیس و یا دیگر کارمندان دولت از شما برای انجام کاری پول می خواهند. وقتی آن ها رشوه می خواهند، شما می توانید به آسانی این نوت ها را برایش بدهید و درحقیقت با سیلی این نوت ها بر رویش بزنید. این راهی است که تعداد زیادی از مردم هند برای “نه” گفتن به فساد و رشوه انتخاب کرده اند.

هر کسی که علاقمند به مبارزه علیه رشوه ستانی و فساد است به آسانی می تواند این نوت را از وبسایت سازمان دانلود کرده به چاپ برساند. این کارغیر قانونی نیست، زیرا فقط یک روی کاغذ چاپ شده است و شامل قانون نوت های تقلبی نمی شود. همچنان 14000 رضاکار هر زمان آماده اند که این پول ها را در صورتی که خواسته باشید برای تان برساند.

البته کسانی که این نوت ها برای مقامات می دهند، با خشونت نیز مواجه می شوند. تعداد زیادی از رضاکاران هنگام دستگیری مقامات حین رشوه گیری مورد لت و کوب قرار گرفتند و یا توهین شدند.

جنبش دیگر ضد فساد در هند “من رشوه پرداختم” نام دارد. این جنبش وبسایتی به همین نام دارد که مردم از سراسر هند به صورت مستند موارد رشوه دهی خود را در این وبسایت به نشر می رسانند. به این ترتیب موارد مستند رشوه خوری با رقمی که رشوه داده شده است در این وبسایت درج می شود. تنها به تاریخ بیست و سوم جولای سال روان چندین مورد رشوه خوری در فاصله یک ساعت در این وبسایت به نشر رسیده بود. آخرین پستی که در آن روز به نشر رسیده بود، موردی بود که کسی در حیدرآباد، یکی از شهرهای آندرا پرشاد هنگام عکسبرداری توسط پولیسی مورد بازخواست قرار گرفت، کامره اش ضبط شد و برایش گفته شد که عکسبرداری در این منطقه ممنوع است. افسر پولیس برایش گفته بود: “شما مردم تحصیلکرده استید، می دانید در این مواقع چه باید بکنید.” آن شخص 200 روپیه معادل 3.30 دالر به آن افسر پرداخت. البته 200 روپیه بیشتر از دستمزد اوسط افراد در طول یکروز در حیدرآباد است. آن شخص در پُست خود در وبسایت نوشته بود: ” من از رشوه دادن پشیمان شدم[ii]“.

این نمونه ها می توانند انگیزه هایی را برای یک جنبش مردمی در کشور ما نیز ایجاد کنند. از سیستمی که خود غرق در فساد است، نمی توان انتظار اصلاحات را داشت. در طی سال ها ما شاهد بودیم که هر حرکت دولتی ای که آن هم در اثر فشار کشورهای کمک کننده به افغانستان صورت گرفته است، صرف منجر به پُندیدن دستگاه اداری دولت و پیدایش زمینه برای رشوه خواری به شیوه تازه گردیده است.

پانوشت ها:

لارین: حاضرم زنده گیم را صرف کار در افغانستان کنم

لارین: حاضرم زندگی‌ام را صرف کار در افغانستان کنم

– گفتگوکننده: عبدالرحیم احمد پروانی

داکتر لارین اوت فعال حقوق بشر، از سال ۱۹۹۶ در عرصه‌های حقوق بشر، حقوق زنان و معارف در افغانستان فعالیت می‌کند. لارین اوت از موسسان کمیته همبستگی افغانستان- کانادا بوده و فعلا مسوولیت برنامه‌های زنان کانادا برای زنان افغانستان را به عهده دارد. داکتر لارین در سال ۲۰۱۲ دکترای خود را در رشته زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه بریتش کلمبیای کانادا گرفته است و در سال۲۰۱۳ مدال الماس ملکه را به‌خاطر خدمت به مردم دریافت کرده است. لارین باشنده شهر برنابی بریتش کلمبیا است، اما بیشتر وقت خود را به فعالیت‌های خود در افغانستان اختصاص داده است. گفتگوی ۸صبح را با لارین در زیر می‌خوانید:

هشت صبح: چه چیزی شما را با افغانستان پیوند می‌دهد؟

تلفات افراد ملکی و نظامی در افغانستان از 2001 تا 2011

 جان باختگان جنگ افغانستان از 2001 تا 2011

نویسنده: عبدالرحیم احمد پروانی                                                                                           

سال دو هزار و ده میلادی را نیز پشت سر گذاشتیم و در حالی وارد سال جدید 2011 شدیم  که دورنمای روشنی از اوضاع افعانستان به چشم نمی خورد. جنگ افغانستان که از 2001   میلادی با یورش قوای امریکا و متحدینش بر افغانستان  تحت نام مبارزه با تروریزم وارد مرحله جدیدی گشت، هنوز ادامه داشته و هر روز قربانی تازه می گیرد. طالبان که با نخستین بمباردمان های هوایی امریکا و حملات زمینی نیروهای جبهه متحد ملی  ناپدید شده بودند، دو باره سر برافراشته و به خطر جدی یی در برابر دولت مبدل گشته اند.

قانون انتخابات و خبط مجلس سنا

محمداکرام اندیشمند
مجلس سنای افغانستان خبط مجلس نمایندگان را در مورد قانون انتخابات تکرار کرد. مجلس سنا قانون انتخابات را که بر مبنای نظام اکثریتی از سوی مجلس نمایندگان تصویب شده بود، مورد تأیید قرارداد. در نظام اکثریتی، انتخابات براساس رأی واحد و غیر قابل انتقال عملی می شود. در این نظام، احزاب سیاسی نقشی در انتخابات ندارند. در حالی که انتخابات پارلمانی یگانه میدان رقابت احزاب سیاسی در عرصه ی مبارزات سیاسی است، اما قانون
انتخابات این میدان را بروی احزاب سیاسی می بندد.
andeshmand
تصویب قانون انتخابات بر مبنای نظام اکثریتی با محرومیت احزاب سیاسی توسط مجلس نمایندگان یک حرکت غیر دموکراتیک بود. وقتی این قانون
برای بررسی به مجلس سنا رفت این امید واری وجود داشت که این اتاق پارلمان افغانستان بر آن اقدام نابجای مجلس نمایندگان صحه نگذارد و با دید معطوف بر نیاز توسعه سیاسی، دموکراسی و عدالت اجتماعی قانون انتخابات را کم از کم بر مبنای نظام مختلط مورد تصویب قرار دهد.
محرومیت احزاب سیاسی از ایفای نقشی در انتخابات پارلمانی و پارلمان منتخب یک عمل عمدی و برنامه ریزی شده در تخریب توسعه سیاسی جامعه افغانستان و تضعیف احزاب است. هر چند طرفداران و حامیان نظام اکثریتی در انتخابات پارلمانی چه رهبری دولت و حامیان این نظام در پارلمان عدم وجود احزاب نیرومند و متنفذ سیاسی را در جامعه و کشور به حمایت از این نظام ارتباط میدهند، اما در واقع آنها بصورت آگاهانه و عمدی از تقویت
احزاب سیاسی جلوگیری می کنند.

شهر ما

نویسنده: سید حسیب مصلح

سوم جولای 2013

در شهر ما شغال ها خانه کرده اند. بر بام های کلبه های ما کرگس ها لانه گزیده اند. بالای شاخ های درختان شهر ما زاغ ها مست و خندان نشسته اند. کوچه های شهر ما گذرگاه روباه های مکار و محیل گشته است. چهار سوی شهر ما مکان سگان هار و آسمان شهر ما پر از کلاغ های سیاهِ خشمگین شده است. سکوت آرام بخش شهر ما را عرعر خران وحشی شکسته است. بر منار آزادی شهر ما جعد شوم بدبختی خفته است. شگفت انگیز تر از همه این است که شهریار شهر ما یک لاشخوری دم بریده و شهردار شهر ما یک اژدهای تک چشم است. خارپشتک هم در شهر ما رییس شورای حیوانات نااهل شده است. اما، دردا و حسرتا که فرماندار شهر ما یک عقربی دم کجی کوهی است.

سید حسییب مصلح www.arghawan.org

سید حسییب مصلح
www.arghawan.org

تراژیدی واقعی مردم افغانستان

نویسنده: دکتر لورین اوت

برگرداننده: عبدالرحیم احمد پروانی

اداره اوباما  بارها و بارها به زنان افغانستان گفته است: ما شما را فراموش نمی کنیم. ما در کنار شما می ایستیم.

دولت افغانستان و متحدین بین المللی اش به رهبری سازمان ملل ملل متحد نیز به کرات اظهار داشته اند که در هر نوع مذاکره با طالبان،  قانون اساسی افغانستان نباید مورد معامله قرار گیرد. در بسیاری از موارد منظور از “قانون اساسی”، ماده بیست و دو قانون اساسی مصوبه سال 2004 است که تبعیض بین اتباع به اساس جنسیت را مردود می داند. این ماده بیست و نه واژه ای، شاید یگانه ماده ای باشد که به بسیار دشواری در یک  فضای پر تنش، اما به شدت دموکراتیک تصمیم گیری به تصویب رسید. ماده بیست و دو نمایانگر پیروزی چشمگیر بر سیاست های خشن جنسیتی طالبان را به نمایش گذاشت که در اثر حمایت های خستگی ناپذیر و پشت پرده زنان پیشگام در عرصه سیاست و جنبش زنان در آوان مرحله تولد دو باره شان به وجود آمد.  این دلیر زنانی که در برابر طالبان ایستادند، اکنون در معرض خیانتی قرار دارند که جهان تا حال نظیرش را ندیده است.

دکتر لورین اوتس نویسنده مطلب، www.arghawan.org

دکتر لورین اوتس،
www.arghawan.org

 

بهای جنگ را کودکان می پردازند

بهای جنگ را کودکان می پردازند

عبدالرحیم احمد پروانی

بین سال های 2000 تا 2010 در سی و پنج  کشور جهان آتش جنگ و منازعات مسلحانه شعله ور بود.  تاثیر این جنگ ها و کشمکش های مسلحانه بالای کودکان چه بوده است. به این ارقام که توسط مجله “perspective” به نشر رسیده و من ترجمه کرده ام توجه کنید:

–        از 2000 تا 2010، دو میلیون کودک در اثر برخورد های مسلحانه کشته شده اند.

–        شش میلیون کودک شدیداً زخمی شده اند.

–        یک میلیون کودک یتیم گردیده اند.

–        250000 کودک به استخدام نیروهای نظامی و دسته جات مسلح در آمده اند.

–        28 میلیون کودک از درس محروم مانده اند.

–        79% کودکان در کشورهای فقیر جنگ زده بیسواد اند. در حالی رقم کل کودکان بیسواد را در کشورهای فقیر 93 درصد تشکیل می دهد.

–        در کشورهای فقیر جنگ زده احتمال مرگ کودکان 50% بیشتر از کشورهای فقیری است که درگیر جنگ نیستند.

–        بیش از بیست میلیون کودک از خانه های خود بیجا شده اند.

–        یک میلیون کودک قربانی قاچاقبران انسان گشته اند.afghan_young_boy_refugee

حقایق وحشتناکی در باره کشور های جنگ زده

سومالیا:

–        203 میلیون انسان از خانه های خود بیجا شده اند.

–        2000 کودک به سبربازی استخدام گردیده اند.

–        18% کودکان در معرض نابودی قرار گرفته اند.

–        میانگین عمر: 50 سال.

افغانستان:

–        33.5 میلیون انسان از خانه های خود بیجا شده اند.

–        346 کودک در سال 2010 در اثر درگیری مسلحانه مستقیماً کشته شده اند.

–        70% کودکان بیسواد اند.

–        20% نرخ مرگ و میر در بین کودکان است.

–        میانگین عمر: 44 سال.

جمهوری دموکراتیک کانگو:

–        2.2 میلیون انسان از خانه های خود بیجا شده اند.

–        33% کودکان بیسواد اند.

–        20% نرخ مرگ و میر در بین کودکان است.

–        میانگین عمر: 48 سال.

سه داستان و یک فرجام

نویسنده: عبدالرحیم احمد پروانی

parwaniیک – داســتان حلیمــه دانشجــوی دانشــکده طب
حلیمه یکی از پر کار ترین و لایقترین دانشجویان در دانشکده طب کابل است. جوان است و مثل بسیاری از جوانان دگر آرزوهای بیشماری در سر می پروراند. یکی از این آرزوها که برای تحقق آن تلاش شباروزی به خرج می دهد، پوشیدن چپن سفید داکتری است تا روزی از طریق بتواند مصدر خدمات شایان برای مردمش شود.

 

بیعدالتی در افغانستان نهادینه می شود

بیعدالتی در افغانستان نهادینه می شود
نویسنده: عبدالرحیم احمد پروانی
یک – داستان حلیمه دانشجوی دانشکده طب
حلیمه یکی از پر کار ترین و لایقترین دانشجویان در دانشکده طب کابل است. جوان است و مثل بسیاری از جوانان دگر آرزوهای بیشماری در سر می پروراند. یکی از این آرزوها که برای تحقق آن تلاش شباروزی به خرج می دهد، پوشیدن چپن سفید داکتری است تا روزی از طریق بتواند مصدر خدمات شایان برای مردمش شود.

حلیمه در هر صحبتش با من، در حالی چشمانش از امید و اطمینان می درخشید و در صدایش نشاط موج می زد سخن می گفت. اما دیروز وقتی دیدمش، چشمانش گریه آلود بود. با صدایی لرزانی سلام گفت و هنوز پرسش من که چرا چی شده؟ تمام نشده بود، که سیل اشک از دیده گانش روان شد. به سختی توانستم آرامش کنم. وقتی آرام گرفت، با لحن لرزانی گفت:

–          امتحان داشتیم. من زیاد درس خوانده بودم و مطمین بودم که نمره بلند را در مضمونی که امتحان داشتم، از آن خود می کنم. اما با کمال تاسف استاد برایم از بیست، نزده نمره داد. وقتی من علت را پرسیدم، برایم گفت: من متهم شده ام که به دانشجویان اناث حسن نظر دارم. به همین لحاظ، با وجودی که می دانم سزاوار نمره بیست هستی، یک نمره ات را کم می کنم.

حلیمه این را گفت و باز هم سیل اشکش جاری شد. برایش گفتم مگر یک نمره اهمیت زیادی ندارد. نباید به خاطر یک نمره این قدر ناراحت باشی. شاید استاد حق به جانب باشد. اما او که این بار عصبانی بود گفت:

–          یک نمره شاید برای استاد یا شما اهمیت نداشته باشد، اما برای من اهمیت دارد. برای این سیستم دولتی که دم از عدالت و جامعه مدنی و این ها می زند و به ویژه برای این استاد، استاد سجادی که خود را به مجلس نماینده گان کاندید کرده بود، این یک نمره خیلی مهم است. من با تلاش و پشتکار زیادی درس می خوانم. می خواهم داکتر لایق و فهمیده شوم. توقع دارم که دانشم عادلانه ارزیابی شود. من اجازه نمی دهم حق من به خاطر مصلحت و یا صوابدید افراد، زیر پا شود.

سخنی برای دلداریش نداشتم. راست می گفت. شاید برای نسل من که در زیر شلیک راکت ها و باران گلوله ها و بیم از سوق شدن اجباری به سربازی، با هزار دلهره و نگرانی به دانشگاه می رفتیم، گرفتن یا از دست دادن یک یا چند نمره مهم نبود، نفس رفتن به دانشگاه اهمیت داشت. اما این نسل در حال و هوایی دیگری نفس می کشند، این ها از حق خود سخن می گویند. دغدغه ها و خواست های این ها جدای از خواست ها و توقعاتی است که ما داشتیم.

این را می دانم مرجعی نیست که حق او را از استادش که نزدیک بود به نماینده گی از مردم به مجلس نماینده گان راه یابد؛ باز ستاند، اما این را نیز می دانم که شناختن حق، در نفس خود نویدی است برای فردا. فردایی که همین جوانان امروز نظامی را روی کار خواهند آورد که اجازه چنین حق تلفی ها را ندهد. این فردا آمدنی است، اگر چه روزِ پس از امروز نباشد.

حلیمه قربانی بی عدالتی و خود خواهی فردی گردیده که برای اعاده حیثیت خود، حق دیگری و شاید هم دیگران را زیر پا گذاشته است. اگر انسانی با چنین طرز تفکر به مجلس نماینده گان راه یابد، چه انتظاری از او می توان داشت؟

حلیمه قربانی است. قربانی خودخواهی استادی که فارغ از هر گونه دغدغه بازپرسی, حق دانشجویی را زیر پا می گذارد.

دو – داستان عزیزه، دوشیزه یی در قربانگاه تحجر

داستان عزیزه، داستان دردناکی از ستم و بیدادیست که بر دختران و زنان سرزمین من و تو می رود. عزیزه دختر معصوم و نوجوانیست و یگانه وجه مشترکش با حلیمه دختر بودن و مظلوم بودنش است.  چهارده یا پانزده سال دارد. روز چی که سال دقیق تولدش را هم کسی نمی داند. در روستای دور دستی از مربوطات ولایت جوزجان زنده گی می کند، اگر بتوان نامش را زنده گی گذاشت. داستان کوتاه زنده گی او شبیه داستان فیلم های جنایی است که میلیون ها نفر را در شرق و غرب به سالون های سینما ها می کشاند.  قصه زنده گی او شبیه داستان کتاب های قصه و افسانه است. او شوربختانه قهرمان داستان غم انگیزیست که فرجامش با همه تلخی هایش قابل پیش بینی است.

عزیزه تازه مرز کودکی را پشت سر گذارده و گام به مرحله نوجوانی گذاشته است. شادمانه در انتظار مراسم ازدواج خواهر بزرگتر خود رجب گل بود. رجب گل خواهرش شش سال با کسی به نام عبدالرحمن نامزد بوده است. انتظار دیر پای رجب گل و خانواده اش بالاخره به پایان می رسد و شب عروسی این دو فرا می رسد. همه اعضای خانواده با حداقل امکاناتی که برای برگزاری چنین مراسم دارند، این رویداد را جشن می گیرند و شاید هم عزیزه در شب عروسی خواهرش زیاد تپیده و خندیده و شادمانی کرده. اما این خوشی دیر پا نبود. خانواده داماد عروس را با خود می برند. یکی از شب های سرد ماه حوت 1389 است. سردی بیداد می کند. اما برای خانواده محمد قل که دخترش را به خانه بخت فرستاده است، یکی از گرمترین، شیرینترین و نیز اندوه بار ترین شب هاست. با وجود اندوه و دلتنگی ناشی از وداع با رجب گل، خانواده عزیزه باز هم خوش اند و شادی می کنند. اما متاسفانه این خوشی و سرور دیر نمی پاید. سرنوشت بدی انتظار خانواده محمد قل را که در بین خوشی و اندوه وداع با دختر جوان خانواده قرار دارند، می کشد. مردانی مسلح فردای آن شب به خانه محمد قل می ریزند و عزیزه را، عزیزه دخترک چهارده – پانزده ساله را با خود گرفته می برند. عزیزه را می برند تا با عبدالرحمن، کسی که شوهر خواهرش  شده بود، نکاح کنند. عزیزه چهارده یا پانزده ساله را.

پس از بیست روز موضوع به مقامات دولتی می رسد و متهمین جلب می شوند. آن ها در تحقیقات خود می گویند که رجب گل باکره نبوده، بناء آن ها رجب گل را با شاه نظر که گمان می رفته رجب گل با او در ارتباط بوده تزویج کرده و عزیزه را برای عبدالرحمن گرفته اند. ملایی که این همه نکاح بازی را به راه انداخته از صحنه فرار کرده است. قصه کوتاه که متهمین به جز یک نفر که گفته می شود در این قضیه بیگناه بوده رها شده و موضوع به دادگاه های کابل کشانده می شود. جنبه های حقوقی این قضیه به یک سو که به کجا کشید و یا کشیده می شود و اما قربانی اصلی این داستان غم انگیز، عزیزه است. دخترک چهارده یا پانزده ساله که اختطاف گردیده و به زور و عنف به نکاح شوهر خواهر خود درآمده است.

عزیزه قربانی است. قربانی دولتی که ادعای برقراری عدالت و مساوات را دارد. قربانی رسم و رواج های غلطی است که چون زنجیر به دست و پای مردم ما، به ویژه زنان بسته گردیده و زنده گی را برای شان جهنم ساخته است.

سه – داستان عزیزی بانک، ماجرایی با پیامد های وحشتبار و فرجام ناپیدا

ماجرای عزیزی بانک داستان آشنا و تکان دهنده یی است که نیاز به بازگویی ندارد. ماجرای حیف و میل شدن پول های مردم بینوای کشور ماست. شاید بپرسید که ماجرای عزیزی بانک چه پیوندی با دو ماجرای نخست دارد. پیوند آن در این است که هر سه ماجرا به یک نقطه می رسد، به نقطه یی که در آن به خوبی می توان عدم کارآیی دولت را در تامین حقوق ابتدایی مردم کشور مشاهده کرد.

اگر حلیمه به عنوان فردی مورد ستم قرار گرفت، اگر عزیزه و خانواده اش به تباهی سوق داده شدند، ماجرای عزیزی بانک ملتی را صدمه زد. پیامد های ماجرای عزیزی بانک تازه رخ وحشتناک خود را به مردم نشان می دهد. تازه شکایت هایی از این جا و آن جا در مورد نرسیدن معاشات شماری از وابستگان دولت شنیده می شود. قطع کمک های بانک جهانی یکی از پیامد های خطرناک این اختلاس افسانوی است که ناملایمات بیشماری را نصیب عده زیادی از مردم ما خواهد ساخت. ماه ها از این ماجرا می گذرد، هنوز اقدام قاطعی از مسوولین به مشاهده نرسیده که نشاندهنده باز گرفتن حق مردم از ستاننده گان آن باشد.

این سه ماجرا، مشت نمونه خروار اند. آنچه که به خوبی پیداست، شوربختانه دولت افغانستان با وجودی که ده سال از موجودیتش می گذرد و از امکانات و پشتیبانی گسترده بین المللی در ساحات مختلف برخوردار است نتوانسته آنچنانکه لازم است، به ایجاد سیستمی که بتواند عدالت را در کشور تامین کند موفق شود. از همینروست که در بعضی موارد خبرهایی از مراجعه مردم برخی از مناطق به تشکیلات طالبان برای حل و فصل قضایای شان شنیده می شود. از همینروست که مردم دیگر اعتماد خود را به این دولت از دست داده اند.

گر چه هر سه داستان مختلف اند، اما فرجام آن ها یکی است: بی اعتمادی به دولت که سخت سبب بیشتر لرزان شدن پایه های آن می کند.

 

 |+| نوشته شده در  Mon 8 Aug 2011